من از فواره ی پر خون
من از ظلمت / من از خنجر
من از پایان پر افیون
من از خونبارش پیکار
من از سگهای بی افسار
من از رگبار و هی رگبار
من ازدجال سگ پندار
من از "دجال " نمیترسم
من از انبوه یک تکرار
من از پندار و هی پندار
من از یک نعره ی مبسوط
به سان نشخوار یک ابطال
من از " پندار " میترسم
من از همواره سوسیدن
من از دم بر تکان دادن / برای لقمه ی سگ وار
من از بیهوده سر دادن/ هماره زوزه ی انکار
من از بیهوده جان دادن / به پای جوخه ی دیوار
من از " ناچار " میترسم
